نويسنده:
محمود عالی نژادیان |
شنبه 15 اسفند 1388 ساعت 2:16 AM |
هنگامی
که صحبت از اخلاق و جنبههای مختلف آن به میان میآید، اولین
چیزی که به ذهن میرسد، اخلاق خوب (پسندیده) و اخلاق بد (ناپسند
)
است، که از اولی به «خوشاخلاقی» و از دومی به «بداخلاقی» تعبیر
میشود. در اصطلاح عوام، خوشاخلاق به افراد خندهرو و بذلهگو،
خوشقول و متعهّد و افرادی که با همه جور آدمی بسازند گفته میشود و
در مقابل، به افراد بدقول، بهانهگیر، عبوس، اخمو و عصبانی و افراد
ناسازگار و مستبد، بداخلاق گفته میشود. اما آیا میتوان گفت که هر
فرد خوشاخلاقی، دارای اعتدال اخلاقی هم هست؟ و یا به عبارتی،
افراد خوشاخلاق را از نظراخلاقی کامل دانست؟ چه
بسا ممکن است فردی در ظاهر، انسان خوشاخلاق به نظر آید، ولی در
درون، فردی ترسو، هوسران، حسود، حریص و... باشد و یا بر عکس، ممکن
است همین فردِ خوشاخلاق، نه تنها ترسو نباشد، بلکه آن قدر در شجاعتْ
افراط کند که به تهوّر کشیده شود. مثل این که حتی پریدن از یک
ساختمان پنج طبق هم برایش ترسی نداشته باشد و یا این که در پرهیز
از شهوات، دچار خمود و بیتوجهی کامل به نیازهای جسمی و روحی خود
شده باشد و یا به جای حرص و طمع، آن قدر دست و دلباز باشد که
تمام زندگی خود را خرج دوستان و آشنایان کند. پس ملاحظه میکنید
که بین خوشاخلاقی و اخلاق متعادل، فاصلة زیادی وجود دارد
(0) نظرات